شرايط کارگزاران از ديدگاه نهج‏البلاغه – بخش دوم

در نخستين بخش اين‏مقاله چهار ويژگي کارگزاران نظام اسلامي شامل خودسازي، ساده‏زيستي، رابطه با مردم‏و سعه‏صدر از ديدگاه مولا مورد بررسي قرار گرفت اينک به بخشي ديگر اشاره مي‏شود.

5 حسن معاشرت
از ديدگاه اسلام کارگزاران خدمتگزاران مردم هستند، نه ارباب‏آنان. از اين‏رو بايد نحوه رفتار و معاشرت آنان با مردم، بر اساس عناصر ارزشي‏اسلام باشد. تاريخ جوامع بشري نشان مي‏دهد که کارگزاراني در ايفاي مسووليت‏خويش‏موفق بودند که از عناصر مهم اخلاقي همانند تواضع، مهر به مردم و … بهره‏گرفته‏اند. در حوزه فرهنگ اسلام نيز به اين عناصر توجه شده است. چنانکه در قرآن‏خطاب به رسول اکرم(ص) آمده است: «و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف‏عنهم …» اگر خشن و بد خلق بودي مردم از اطراف تو پراکنده مي‏شدند.

يکي از ويژگيهاي مهم که از ديدگاه نهج‏البلاغه به آن توجه خاص شده، حسن معاشرت‏کارگزاران با مردم است; که بايد بر اساس اصول و مباني و ارزشهاي اخلاق اسلامي‏باشد. از ديدگاه نهج‏البلاغه کارگزاران همانند درندگان نيستند که مردم از آنان‏وحشت داشته و جرات صحبت کردن با آنان را نداشته باشند. از اين‏رو کارگزاران‏بايد با مردم با بهره‏گيري از عوامل و عناصر مهم اخلاقي همانند تواضع، عفو، محبت‏نسبت‏به مردم; معاشرت نمايند. بر اين اساس است که علي(ع) به کارگزاراني همانندمحمد بن‏ابوبکر و مالک‏اشتر توصيه مي‏کند که با مردم بر اساس مهر، عاطفه، عفو وتواضع برخورد کنند چنانکه آن حضرت خطاب به محمد بن‏ابوبکر فرمود: «فاخفض لهم‏جناحک و الن لهم جانبک و ابسط لهم وجهک‏» دو بال خود را در برابرشان فرود آر وبا آنان با نرمي رفتارنما و در هنگام مواجهه با آنان با چهره خندان و گشاده‏روبرو شو.

همچنين آن حضرت خطاب به مالک‏اشتر فرمود: «… دل خويش را با مهر به رعيت‏سرشار ساز و به آنان محبت نموده و لطف نما، براي آنان مثل درنده خونخوار مباش‏که لقمه از دهان آنها بگيري، زيرا مردم دو دسته‏اند! يا برادران ديني تواند و يادر خلقت‏شبيه خودت که از آنان لغزش سر مي‏زند و دستخوش انحراف مي‏شوند …

بنابراين از عفو و گذشت‏خويش آنان را بهره‏مند ساز. زيرا تو مافوق آنهايي و امام‏تو مافوق تو و خداوند مافوق امام تو است . ..» نکته قابل توجه آن است که علي(ع)به مردم نحوه برخورد با حاکمان را نيز تعليم مي‏دهد. از اين‏رو فرمود:

«فلا تکلموني بما تکلم به الجبابره و لا تتحفظوا مني بما يتحفظ عند اهل‏البادره » حضرت يکي از اهداف حکومت‏خويش را برقراري عدالت که مصداق بارز آن،احقاق حق محرومان است; بيان کرده است.

و لا تخالطوني بالمصانعه …» با من آنسان که با جباران و ستمگران سخن‏مي‏گويند سخن نگوييد، القاب پر طنطنه برايم بکار نبريد.

6 عدالت و ظلم‏ستيزي
از ديدگاه علي(ع) يکي از ويژگيها و صفات مهم کارگزاران‏نظام اسلامي، عدالت، ظلم‏ستيزي و مساوات‏نگري است. عدالت و ظلم‏ستيزي از مقوله‏هايي‏است که در فرهنگ علي(ع) از اهميت ويژه‏اي برخوردار است. اين نگاه امام با ديدگاه‏قرآن و منظر رهبران الهي ديگر نيز همآهنگ است. چنانکه در قرآن يکي از اهداف‏بعثت انبياء برقراري عدالت‏بيان شده است. و همه مسلمانان و مومنان به اين عنصرو پديده مهم ارزشي دعوت شده‏اند: «ان الله يامر بالعدل و الاحسان‏»: «يا ايهاالذين آمنوا کونوا قوامين بالقسط …» يکي از اهداف و آرمان بلند علي(ع)برقراري عدالت و ظلم‏ستيزي است. از اين‏رو است که آن حضرت يکي از اهداف حکومت‏خويش را برقراري عدالت که مصداق بارز آن، احقاق حق محرومان است; بيان کرده است.

همچنين آن حضرت خطاب به فرزندان خود فرمود: «دشمن ستمکاران و ياور ستمديدگان‏باشيد …» از منظر علي(ع) حکومت‏بايد مبتني بر رفع تبعيض و مساوات‏نگري باشد.

از اين‏رو کارگزاران او هم بايد عادل باشند و هم مساوات‏نگر; که هيچ گاه از مسيرعدالت منحرف نشده و در سياستگزاريهاي کشور عدالت را رعايت کنند. چه بسا به خاطرعدم رعايت عدالت، حق محرومي ضايع شده و انساني بي‏گناه به پاي دار برود. به خاطراهميت و حسن عدالت و قبح ظلم است، که از ديدگاه علي(ع) رهبر عادل برترين بندگان‏خدا و حاکمان ظالم برترين انسانها معرفي شده است. چنانکه آن حضرت فرمود:

«فاعلم ان افضل عبادالله امام عادل هدي و هدي فاقام سنه معلومه و امات بدعه‏مجهوله‏»: و يا «ولاه الجور شرار الامه و اضداد الائمه‏» همچنين آن حضرت در باره‏کارگزاران برتر فرمود:

«افضل الولاه بالعدل ذکره‏» برترين کارگزاران کساني هستند که نام و خاطره‏اش‏به عدل ياد شود.

کارگزاران جوامع اسلامي بايد بدانند که رسيدگي به وضعيت محرومان و احقاق حق‏آنها يکي از وظايف مهم آنان است. سياستگزاران سعي کنند که در جهت رفع تبعيض وبهبود توده مردم که معمولا محرومان و پابرهنگان هستند، سياستهاي اصولي و منطقي‏اتخاذ کنند، که آنان ستون فقرات جامعه و پشتوانه محکم حکومتها هستند. چنانچه‏از ديدگاه علي(ع) نيز مشورت و بهره‏گيري از تجربيات ديگران از اهميت ويژه‏اي‏برخوردار است. علي(ع) خطاب به مالک‏اشتر فرمود:

«… و انما عماد الدين و جماع المسلمين و العده للاعداء، العامه من الامه،فليکن صغوک لهم و ميلک معهم …» بي‏شک فقط توده‏هاي مردمند که ستون فقرات جامعه‏ديني و وسيله شکست دشمنان مي‏باشند. تو با آنها باش و بر آنها تکيه زن و به‏خواست
و نياز آنان توجه کن.

تاريخ انقلاب اسلامي ايران نشان داد که محرومان و پابرهنگان جامعه، انقلاب راحفظ کردند; نه مرفهايي بي‏درد. از اين‏رو از نگاه علي(ع)، جامعه‏اي که در آن حق‏محرومان ناديده گرفته شود، قداست ندارد. چنانچه آن حضرت خطاب به مالک‏اشتر ازقول رسول الله فرمود، که رسول خدا چنين فرمود: «لن تقدس امه لا يوخذ للضعيف‏فيها حقه من القوي‏» يعني هرگز امتي که حق ضعيفان در ميان آنان پايمال مي‏شود ازقداست‏برخوردار نخواهد شد.

7 توانايي و سياست
از ديدگاه علي(ع) يکي از ويژگيها و صفات کارگزاران نظام‏اسلامي توانايي و سياست است. از اين‏رو است که در نحوه انتخاب کارگزاران از سوي‏آن حضرت به اين عنصر توجه شده است. انتخاب کارگزاران با تدبير همانند مالک‏اشتر،حاکي از توجه خاص آن حضرت به اين ويژگي است. در جوامع امروزه نيز از کارگزاراني‏بهره گرفته مي‏شود، که از توانايي و مديريت‏خوبي برخوردار باشند.

طبيعي است که کارگزاران هر نظامي بايد شايسته و توانا باشند تا بتوانند به‏وظايف خويش خوب عمل کنند.

کارگزاراني که در انجام وظايف محوله خود ناتوان باشند صلاحيت چنين مسووليت راندارند. از اين‏رو است که علي(ع) به توانايي و تدبير کارگزاران، که معناي عامي‏دارد تاکيد نموده چنين فرمود: «يا ايها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم‏عليه و اعلمهم بامرالله فيه‏» از مردم شايسته‏ترين افراد به حکومت تواناترين‏آنها بر امور حکومتي است … .

ابن‏ميثم بحراني در توضيح و شرح اين سخن مي‏نويسد: «اقوي الناس عليه و هوالاکمل قدره علي السياسه و الاکمل علما بمواقعها و کيفياتها تدبير المدن و الحروب‏و ذلک يستلزم کونه اشبح الناس‏» در فرهنگ اسلام به لياقت و اولويتها در خصوص‏انتخاب کارگزاران توجه خاصي شده است. بي‏ترديد يکي از مصاديق بارز لياقت واولويتها توانايي و تدبير است که در کلام علي(ع) به آن اشارت رفت. از اين‏رو است‏که اگر در جامعه‏اي اسلامي مسووليتها بر اساس لياقت و اولويتها واگذار نشود;خيانت معرفي شده است. چنانکه رسول خدا(ص) فرمود: «من استعمل عاملا عن المسلمين‏و هو يعلم ان فيهم من هو اولي بذلک منه، و اعلم بکتاب الله و سنه نبيه، فقد خان‏الله و رسوله و جميع المسلمين‏» هر کس از ميان مسلمانان کارگزاراني را برگزينددر حالي که مي‏داند، کسي ديگر نسبت‏به او اولويت دارد و به قرآن و سنت آگاهتراست، خيانت‏به خدا و رسول او و جميع مسلمانان کرده است.

8 مشورت
در جوامع بشري مشورت و بهره‏گيري از تجربيات و افکار ديگران يک اصل‏پذيرفته شده است. از اين‏رو است که رهبران و کارگزاران جوامع، مشاورين متعدد درزمينه‏هاي مختلف دارند. در مسايل علمي نيز مشورت کاربرد مهم دارد. چنانچه پزشکان‏در مسايل پزشکي مشاوره مي‏کنند.

از ديدگاه اسلام نيز به مشورت، تبادل افکار و بهره‏گيري از تجارب ديگران توجه‏خاص شده است. در قرآن آمده است: «و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوکل علي الله‏».

رسول اکرم(ص) مشورت را موجب رشد دانسته و خود آن حضرت در زمينه‏هاي مختلف بااصحاب خود مشورت مي‏کرد. چنانکه آن حضرت در جنگ بدر، احد، طائف و صلح حديبيه و ..

. با اصحاب خود مشورت کرد.

از ديدگاه علي(ع) نيز مشورت و بهره‏گيري از تجربيات ديگران از اهميت ويژه‏اي‏برخوردار است. چنانکه آن حضرت از تجربه به عنوان علم جديد ياد کرده است و ازمشورت به عنوان مهم‏ترين پشتيبان «و في التجارب علم مستانف‏»: «لا ظهيرکالمشاوره‏» با توجه به اهميت مشورت است که علي(ع) يکي از وظايف مالک‏اشتر رامشورت بيان کرده است. چنانچه آن حضرت مالک‏اشتر را به همنشيني و مذاکره با علماو حکيمان اسلامي امر مي‏کند: «… و اکثر مدارسه العلماء و مناقشه الحکماء في‏تثبيت ما صلح عليه امر بلادک، و اقامه ما استقام به الناس قبلک‏» با دانشمندان وحکيمان، زياد به بحث و مذاکره‏نشين، تا مصالح کشور را تثبيت کني و اصول پايداري‏يک ملت را قوام بخشي.

ت کارگزاراني که استبداد راي دارند و از انظار ديگران خود را بي‏نيازمي‏دانند، در ايفاي مسووليت موفق نبوده و در معرض لغزشها و خطرات جدي قرارمي‏گيرند.

بي‏ترديد يکي از مسايل مهم مذاکره با فرهيختگان و دانشوران، بهره‏گيري از افکارو تجربيات آنان در زمينه مسائل حکومتي است; که بهره‏گيري از افکار صاحبان فکر وانديشه موجب هدايت و رشد و بي‏نيازي از انظار ديگران موجب هلاکت و خطر جدي خواهدبود. چنانچه علي(ع) فرمود: «من استبد برايه هلک و من شاور الرجال شارکها في‏عقولها»: يا «و الاستشاره عين الهدايه و قد خاطر من استغني برايه‏» با توجه‏به بررسيهايي که پيرامون ديدگاه علي(ع) در خصوص لزوم مشورت کارگزاران، صورت‏گرفت; چنين مي‏توان گفت: يکي از ويژگيهاي مهم مديران حکومتي و کارگزاران مشورت‏با ديگران است. کارگزاراني که استبداد راي دارند و از انظار ديگران خود رابي‏نياز مي‏دانند، در ايفاي مسووليت موفق نبوده و در معرض لغزشها و خطرات جدي‏قرار مي‏گيرند.

نکته قابل ذکر آن است که از ديدگاه علي(ع) کارگزاران با هر کسي نبايد مشورت‏کنند; به دليل اينکه مشورت با برخي افراد در مسايل حکومتي نه تنها مفيد نيست،بلکه زيان‏آور است. از اين‏رو است که علي(ع) به مالک‏اشتر دستور مي‏دهد که با علماو حکيمان متعهد مشورت کرده و از مشورت با برخي از افراد پرهيز کند. چنانکه آن‏حضرت فرمود: «و لا تدخلن في مشورتک بخيلا يعدل بک عن الفضل و يعدک الفقر و لاجبانا يضعفک عن
الامور و لا حرصا يزين لک الشره بالجور …» با بخيل مشورت نکن‏زيرا از بخشش و کمک به ديگران باز مي‏دارند و از فقر مي‏ترسانند. همچنين با افرادترسو مشورت نکن زيرا آنها تو را از انجام کارهاي مهم باز مي‏دارند. و نيز باافراد حريص مشورت نکن که آنها براي جمع‏آوري ثروت و يا کسب مقام ستمگري را درنظر تو نيک جلوه مي‏دهند.

9 حسن سابقه
يکي از ويژگيها و شرايط کارگزاران از ديدگاه علي(ع) پيشينه‏درخشان و حسن سابقه است. از اين‏رو است که علي(ع) براي اولويت‏خود براي رهبري‏امت اسلامي به حسن سابقه خود استدلال مي‏کرد. در گماردن و عزل مديران حکومتي ازسوي علي(ع) نيز به اين ويژگي اهميت داده شده است. به دليل اينکه عزل برخي ازکارگزاران به خاطر سوء سابقه آنان بوده است که در حکومتهاي قبل داشته‏اند.

علي(ع) معاويه را به خاطر سوء سابقه‏اش مورد سرزنش قرار داده فرمود تو لياقت‏رهبري را نداري: «و متي کنتم يا معاويه ساسه الرعيه و ولاه امر الامه بغير قدم‏سابق و لا شرف باسق‏» با توجه به ويژگي فوق است، که علي(ع) مالک‏اشتر را مخاطب‏قرار داده فرمود: «ان شر وزرائک من کان للاشرار قبلک وزيرا و من شرکهم في الاثام‏فلا يکونن لک بطانه فانهم اعوان الاثمه و اخوان الظلمه و انت واجد منهم خير خلف‏ممن له مثل آرائهم و نفاذهم و ليس عليه مثل آصارهم و اوزارهم، و آثامهم …

اولئک اخف عليک مونه و احسن لک معونه …» بدترين وزراي تو کساني هستند که‏براي جنايتکاران پيشين وزارت نموده و يا شريک جناياتشان بوده‏اند، پس نبايداينان از ياران نزديک تو باشند، آنها همکاران گنهکاران و برادران ستمکارانند،در حالي که تو مي‏تواني جانشينان خوبي براي آنها بيابي، از کساني که از نظر فکرو نفوذ کمتر از آنان نيستند، اما بار گناهان آنها را به دوش نمي‏کشند، هزينه اين‏افراد بر تو سبکتر و همکاريشان با تو بهتر است.

همچنين آن حضرت در مورد انتخاب وزرا که اصالت‏خانوادگي و سابقه درخشان دارند،خطاب به مالک‏اشتر فرمود: «ثم الصق بذوي المروءات و الاحسان و اهل البيوتات‏الصالحه و السوابق الحسنه‏» پس به سراغ کساني برو که از خانواده‏هاي اصيل، نجيب،با شخصيت، مؤمن، صالح و خوش‏سابقه‏اند.

بدترين وزراي تو کساني هستند که براي جنايتکاران پيشين وزارت نموده و ياشريک جناياتشان بوده‏اند.

از سخنان علي(ع) چنين استفاده مي‏شود که در حکومت اسلامي مسووليتها نبايد به‏مهره‏هاي مؤثر در رژيم‏هاي طاغوتي که معمولا سابقه سوء دارند، واگذار شود. به دليل‏اينکه آنها علاوه بر آنکه صلاحيت چنين مسووليت را ندارند، از نظر مردم نيز اعتبارندارند، و سبب وهن حکومت اسلامي مي‏شود.

ديدگاه علي(ع) در خصوص حسن سابقه کارگزاران، يک اصل مهم و مقبول جوامع است.

به دليل اينکه در جوامع يکي از معيار و پارامترهاي گزينش کارگزاران، حسن سابقه‏است. اگر چه امکان دارد که برخي افراد بدسابقه به حسب تحولات جوامع عوض شود، ولي‏چنين افرادي کم هستند.

10 امانت‏داري
همان‏طوري که قبلا بيان شد; حکومت از ديدگاه علي(ع) امانت الهي‏است، که فلسفه وجودي آن براي اجراي قوانين الهي، برقراري عدالت، احقاق حق‏محرومان و … است. چنانکه آن حضرت فرمود: «اللهم انک تعلم انه لم يکن الذي‏کان منا منافسه في سلطان و لا التماس شي من فضول الحطام ولکن لنرد المعالم من‏دينک و نظهر الاصلاح في بلادک فيامن المظلمون من عبادک و تقام المعطله من حدودک.

» خدايا تو مي‏داني آنچه از ما در گرفتن زمام حکومت‏به دست واقع شد، به خاطررغبت در امر حکومت و سلطنت نبود، و نه براي به دست آوردن متاع دنيا، هدف اين‏بود که تعاليم دينت را زنده کنيم و بلاد تو را اصلاح نماييم تا بندگان مظلوم تواحساس امنيت کنند و حدود و قوانين تو را برپا سازيم.

همچنين آن حضرت فرمود: «والله لهي احب الي من امرتکم الا ان اقيم حقا او ادفع‏باطلا» بر اين اساس کارگزاران حکومت اسلامي امانت‏دار اين امانت الهي هستند; که‏بايد امين باشند. از اين‏رو مي‏توان گفت: يکي از شرايط و صفات مهم کارگزاران ازديدگاه علي(ع) امانت‏داري است. چنانچه علي(ع) خطاب به حاکم بحرين که از حکومت‏به‏عنوان امانت الهي بهره گرفته بود فرمود: «فلقد احسنت الولايه و اديت الامانه‏»پس همانا به خوبي از عهده حکومت‏برآمده‏اي و امانت‏خود را ادا کرده‏اي. همچنين آن‏حضرت در نامه‏اي به يکي از کارگزارانش در باره اختلاس او که خيانت‏به امانت است‏فرمود: «… ان کنت فعلته فقد اسخطت ربک و عصيت امامک و اخزيت امانتک‏» اگر توانجام دادي (و خيانت کردي)، پس همانا پروردگارت را ناراحت کرده، خلاف فرمان امام‏خود عمل نمودي و به امانت‏خويش خيانت کردي.

همان‏طوري که از سخنان علي(ع) استفاده شد: کارگزاران امانت‏دارند; که بايدامانت الهي را حفظ کرده و امين باشند. يکي از مصاديق مهم امانت‏داري آن است که‏کارگزاران اسلامي، از حکومت‏به عنوان وسيله و ابزار براي اجرا و احياي قوانين‏الهي استفاده کنند.

همان‏طوري که پيامبر اسلام(ص) و کارگزاران جهان اسلام بدانند که توسعه‏اقتصادي، سياسي يکي از شاخصه‏هاي توسعه جامعه اسلامي است; ولکن شاخصه مهم وبنيادي توسعه، همانا توسعه فرهنگي است.

ائمه(ع) حکومت را براي احيا و اجراي قوانين الهي مي‏خواستند.

بي‏ترديد در پرتو اجراي قوانين الهي است که محرومان به حق خود رسيده و شجره‏خبيثه ظلم از جامعه ريشه‏کن شده و درخت عدالت‏به بار مي‏نشيند. و در سايه اجراي‏قوا


طبقه بندي: حضرت امیر المومنین علی (ع)  
برچسب ها:

 
خورشید آل یاسین
27 نوامبر 2010

» ارسال دیدگاه

کلیه حقوق این سایت ، متعلق به گروه فرهنگي خورشید آل یاسین می باشد و استفاده از مقالات با ذکر منبع بلامانع است .