بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان ارجمند ، بحث را با طرح  سوالی آغاز می کنیم .

چرا امام حسن (ع) مانند امام حسين (ع) قيام نکردند و با معاوية بن ابي سفيان از در سازش و مسالمت وارد گرديدند .این سوال و اين خرده گيريها و اعتراضات، در زمان حيات خود حضرت نیز بوده اس تو حتی در زمان ائمه بعد از وي نيز صورت گرفته است که آن بزرگواران به آنها پاسخ داده اند (1).

شايد بعضي هم واقعا به دنبال اين سؤال باشند که علت تفاوت سيره سياسي امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام چه بوده است؟ آيا امام حسين عليه السلام بيشتر از امام حسن عليه السلام در انديشه نبرد در راه اسلام بوده يا دليل ديگري داشته است؟

براي کسانيکه زياد در عمق مطلب دقت نمي کنند، روش سياسي اين دو امام بزرگوار متناقض مي نمايد، و لذا برخي گفته اند اساسا امام دوم و سوم شيعيان دو روحيه مختلف داشته اند; امام حسن عليه السلام طبعا صلح طلب، ولي امام حسين عليه السلام مردي شورشي و جنگجو بوده است .

ما در اين نوشتار از دو جنبه اعتقادي و اوضاع سياسي – اجتماعي روشن خواهيم ساخت که صلح امام حسن عليه السلام و قيام امام حسين عليه السلام نه تنها متناقض نيستند، بلکه هر دو در زمان خود حرکتي لازم و در يک راستا و در تعقيب يک هدف بوده اند .

اسلام و جهاد

قبل از ورود به بحث توضيح مختصري درباره قانون اسلام در موضوع جهاد ضروري است، چون قيام و صلح هر دو به مسئله جهاد برمي گردند . امام حسن عليه السلام متارکه جهاد نمود و صلح کرد ولي امام حسين عليه السلام قيام کرد و به جهاد مبادرت ورزيد .

آيا اسلام دين صلح است يا دين جنگ؟

در قرآن کريم هم دستور به جنگ و جهاد داده شده و هم دستور صلح . آيات زيادي راجع به جنگ با کفار و مشرکين است، مانند «وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم » ; (2) «در راه خدا با کسانيکه با شما مي جنگند بجنگيد . » و آيات ديگري در باب صلح وارد شده است، مانند: «وان جنحوا للسلم فاجنح لها وتوکل علي الله انه هو السميع العليم » ; (3) «و اگر به صلح گراييدند، تو نيز بدان گراي و بر خدا توکل نما که او شنواي داناست .»

بنابراين اسلام نه صلح را به معناي يک قانون ثابت مي پذيرد و نه در همه شرائط جنگ را توصيه مي کند، بلکه هر کدام از اين دو تابع شرايط خاصي است، از اينرو مي بينيم پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در بدر و احد و احزاب با مشرکين مي جنگد و در حديبيه با سرسخت ترين دشمنان اسلام يعني مشرکين مکه قرارداد صلح امضا مي کند .

سيره سياسي ائمه عليهم السلام از جنبه اعتقادي اگر از لحاظ اعتقادي به حجت الهي بودن ائمه معتقد باشيم و هر حرکتي که از آنها
صادر شده را الهي بدانيم، هر روشي که آن بزرگواران در پيش گرفته اند – اعم از صلح و جنگ – قابل توجيه و مورد قبول واقع خواهد شد .

ائمه اطهارعليهم السلام همه نور واحد و معصومند و مرتکب خطا و اشتباه و گناه نمي شوند و هدف آنان نيز يک چيز بوده و هست و آن عزت و اعتلاء و حفظ دين مبين اسلام مي باشد، چنانکه پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله فرمودند: «لا يزال الاسلام عزيزا الي اثني عشر خليفة; (4) اسلام مادام که در سايه وجود دوازده امام و خليفه است عزيز و مقتدر است .»

بر اين اساس ائمه هدي عليهم السلام به مقتضاي عصمت و علمي که دارند، هميشه نافع ترين و بهترين راه را براي حفظ اسلام و اعتلاي کلمه حق در پيش مي گيرند و نهايت تلاش خود را در جهت رسيدن به اين هدف مصروف مي دارند . تمام دغدغه شان حفظ دين است ; چه با شمشير و چه با تدبير . و حرکت هر يک از آن حضرات ادامه و مکمل حرکت امام ديگر بوده است و همه بر طبق دستور خدا و رسولش عمل کرده اند، چنانکه حضرت ابا عبدلله الحسين عليه السلام در جواب جابر که به آن حضرت عرض کرد: نمي شود شما هم مثل امام حسن عليه السلام صلح کنيد؟ فرمود: «ان اخي فعل بامر من الله و رسوله و انا افعل بامر
من الله ورسوله; (5) همانا برادرم به امر خدا و رسولش عمل کرد، من نيز به امر خدا و رسولش عمل مي کنم .»

علل صلح و قیام امام حسن و امام حسین علیه السلامjpg 300x206 علل صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)

بررسي شرائط سياسي – اجتماعي دو امام

براي معلوم شدن چرایي روش امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام در مقابل معاويه و يزيد بايد موقعيت و شرائط زمان آن دو امام بزرگوار روشن گردد .

علت تفاوت شيوه اين دو امام مي تواند مسائل متعددي باشد که ما در اينجا به چهار تفاوت عمده زمان امام حسن عليه السلام با زمان امام حسين عليه السلام اشاره مي کنيم :

1 – تفاوت موقعيت اجتماعي دو امام

امام حسن عليه السلام در مسند خلافت مسلمين بود ولي امام حسين عليه السلام چنين نبود . امام حسن عليه السلام خليفه مسلمين است و يک نيروي طاغي و باغي عليه او خروج کرده است ، کشته شدن او در اين وضع يعني کشته شدن خليفه مسلمين و شکست مرکز قدرت، ولي امام حسين عليه السلام يک معترض به حکومت موجود بود، اگر کشته مي شد – که کشته شد – کشته شدنش شهادتي افتخارآميز بود، همانطوريکه افتخارآميز هم شد (6).

پس اگر امام حسن عليه السلام مقاومت مي کرد نتيجه نهائي آن – آنطور که ظواهر تاريخ نشان مي دهد – اين بود که کشته مي شد و يا دست و کت بسته تحويل معاويه داده مي شد و اسير مي گرديد، و اين کشته شدن يا اسارت خليفه مسلمين در مسند خلافت بود و موجب شکست اسلام مي گشت، ولي کشته شدن امام حسين عليه السلام کشته شدن يک نفر معترض به حکومت فاسد بود و اين موجب از بين رفتن فساد و بيداري مردم عليه فساد و حرکت آنان در حفظ اسلام مي شد، که چنين نيز شد .

2 – تفاوت جو فرهنگي و افکار عمومي

روزي که امام حسن عليه السلام صلح کرد، هنوز اجتماع به آن پايه از درک و بينش نرسيده بود که هدف امام را تامين کند . در آن روز مردم کوفه تمايلي به جنگ نشان نمي دادند، بگونه اي که وقتي امام آنها را گرد آورد و خطابه اي ايراد کرد و آنان را به نيک
انديشي و پايداري و استقامت تشويق نمود و روزها و خاطره هاي ستوده جنگ صفين را به يادشان آورد و به آنان چنين وانمود کرد که در مورد پيشنهاد (صلح) معاويه با ايشان مشورت مي کند، در آخر خطابه اش فرمود: آگاه باشيد معاويه ما را به کاري فراخوانده که در آن نه سربلندي هست و نه انصاف، اگر داوطلب مرگيد سخن او را به خودش برگردانيد و با زبانه شمشير او را به محاکمه خدايي بکشيم و اگر خواستار زندگي هستيد پيشنهاد او را بپذيريم و خشنودي شما را طلب کنيم، مردم از هر سو فرياد برآوردند: مهلت، مهلت، صلح را امضا کن (7).

آري ، کوفه زمان امام حسن عليه السلام کوفه اي خسته، ناراحت، متفرق و متشتت بود، کوفه اي که اميرمؤمنان علی عليه السلام در روزهاي آخر ملاقاتش مکرر از مردم آن و عدم آمادگي شان شکايت مي کرد .

مردم همين کوفه بيست سال حکومت معاويه را چشيدند و زجرهاي زمان معاويه را ديدند و برنامه هاي ضد انساني تهديد و گرسنگي معاويه عليه خود را تحمل نمودند; بگونه اي که ابن ابي الحديد معتزلي مي گويد: در زمان معاويه شيعيان در هرجا که بودند به قتل مي رسيدند، بني اميه دست و پاي اشخاص را به احتمال اينکه از شيعيان هستند بريدند، هر کس که معروف به دوستداري و دلبستگي به خاندان پيامبر بود زنداني شد و يا مالش به غارت رفت و يا خانه اش را ويران کردند (8).

و طبري مي گويد: زياد بن سميه که حاکم کوفه و بصره بود و به تناوب شش ماه در هر کدام از اين دو شهر حکومت مي کرد، «سمرة بن جندب » را به جاي خود در بصره گذاشت تا در غياب وي امور شهر را به عهده بگيرد، سمره در اين مدت هشت هزار نفر را به قتل رسانيد (9).

اين ظلم و جورها واقعا مردم را بي تاب کرد و دنبال راه چاره بودند . از اين رو حدود هيجده هزار نامه به امام حسين عليه السلام نوشتند و براي همکاري با آن حضرت اعلام آمادگي کامل نمودند . از نظر تاريخي اگر امام به آن نامه ها ترتيب اثر نمي داد، در مقابل تاريخ محکوم بود و مي گفتند زمينه مساعدي را از دست داد .

بنابراين از ناحيه کوفه بر امام حسين عليه السلام براي قيام اتمام حجت مي شود بگونه اي که امام نمي تواند آن اتمام حجت را ناديده بگيرد، ولي در مورد امام حسن عليه السلام قضيه بر عکس است و اتمام حجت بر خلاف بود و مردم کوفه عدم آمادگي شان را اعلام کرده بودند (10).

3 – تفاوت ياران دو امام

امام حسن عليه السلام با ياران بي وفايي روبرو بود که عده اي از آنها در مقابل تطميع هاي معاويه خود را باختند و برق سيم و زرهاي فتنه گر شام عقل از سرشان ربود و به لشکر معاويه ملحق گرديدند و جمعي ديگر از آنها براي معاويه نامه نوشتند که ما حاضريم حسن بن علي عليه السلام را دست بسته تحويل دهيم .

امام حسن عليه السلام ياراني داشت که خود وبال جان آن حضرت شدند بگونه اي که در اردوگاه آن حضرت به خيمه حضرتش حمله ور شدند و آن را غارت کردند و سجاده را از زير پايش کشيدند و با گستاخي ردايش را از دوشش کشيدند و در ساباط يکي از ياران وي بنام «جراح بن سنان » جلو آمد و با وقاحت تمام آن حضرت و پدر گراميش حضرت علي عليه السلام را متهم به شرک نمود و به ران آن حضرت با شمشير ضربه اي زد که گوشت را شکافت و به استخوان رسيد (11). با چنين اصحابي امام چگونه مي توانست در مقابل لشکر منسجم شام به جنگ ادامه دهد؟

در تواريخ آمده است که آن حضرت از ياران بي وفايش چنين شکوه مي کند: «به خدا سوگند معاويه براي من از اين مردمي که گمان دارند شيعه هستند بهتر است .» و در خطبه اي که معاويه هم در آن مجلس حضور داشت فرمودند: «وقد هرب رسول الله من قومه وهو يدعوهم الي الله حتي فر الي الغار ولو وجد عليهم اعوانا ما هرب منهم ولو وجدت انا اعوانا ما بايعتک يا معاوية; (12)

رسول خدا صلي الله عليه وآله با اينکه قومش را به سوي خدا دعوت مي نمود، مجبور شد از دست آنها فرار کند و به غار پناه آورد و اگر ياراني داشت هرگز از آنها فرار نمي کرد . من هم اگر ياراني داشتم هرگز با تو اي معاويه بيعت نمي کردم .»

آن حضرت در بياني ديگر علت صلحش را نداشتن يار و ياور بيان مي فرمايد: «والله ما سلمت الامر اليه الا اني لم اجد انصارا ولو وجدت انصارا لقاتلته ليلي ونهاري حتي يحکم الله بيني وبينه; (13)

به خدا سوگند من حکومت را به معاويه واگذار نکرم مگر بخاطر نداشتن ياران و اگر انصار و ياراني مي داشتم، شبانه روز با او مي جنگيدم تا اينکه خداوند بين من و او حکم کند .»

اما حضرت امام حسين عليه السلام ياراني داشت که هر چند از نظر کميت تعدادشان اندک بود ولي از نظر ايمان و استقامت و وفاداري نظير نداشتند; بگونه اي که خود آن حضرت آنان را چنين مي ستايد: «اما بعد فاني لا اعلم اصحابا اوفي من اصحابي ولا اهل بيت ابر ولا اوصل من اهل بيتي فجزاکم الله عني خيرا; (14)

من اصحابي با وفاتر از ياران خود سراغ ندارم و خانداني نيکوتر و مهربانتر از خاندان خود نمي شناسم . خداوند از جانب
من به شما پاداش نيک دهد .»

ياران حضرت ابي عبد الله الحسين عليه السلام حقيقتا قابل ستايش بودند و به درستي با ايمان و وفادار بودند، زيرا تا يک نفر از ايشان زنده بود نگذاشتند آسيبي به امام و مولايشان برسد .

4 – تفاوت روحيات و رفتار معاويه و يزيد

معاويه و يزيد هر چند در اصل هدف (از بين بردن اسلام و غصب حق اهل بيت) متحد بودند و هر دو يک هدف را دنبال مي کردند ولي در رفتار و روحيه، دو تفاوت عمده با هم داشتند که همين تفاوتها عکس العمل هاي مناسب خود را از ناحيه امامان عليهم السلام مي طلبيد:

الف – کهنه کار بودن معاويه و خام بودن يزيد:

معاوية بن ابي سفيان در حل و فصل مشکلات از مهارت خاصي برخوردار بود و به اصطلاح امروزي کهنه کار و آزموده بود و بدينوسيله توانسته بود مردم شام را با خود همراه کند و افکار عمومي را با حکومت شام هماهنگ نمايد، ولي يزيد بن معاويه جواني خام و بي تجربه و فاقد اين مهارتها بود .

ب – قيافه دين گرايانه معاويه و فسق علني يزيد:

معاويه کفر را در لباس نفاق پوشانده بود و کينه اسلام و اهل بيت عليهم السلام چنان در دل او ريشه دوانده بود که در پاسخ «مغيرة بن شعبه » که از او خواسته بود تا قدري درباره خاندان علي عليه السلام و شيعيانش به عدالت رفتار کند، گفته بود: «لا والله الا دفنا دفنا; (15) به خدا قسم هدفم دفن (نام پيامبر و اسلام) است .» اما وي با همه کينه اي که نسبت به اسلام داشت، تظاهر به اسلام و دين داري مي نمود و ظواهر ديني را رعايت مي کرد . او نقاب دين به چهره داشت و بگونه اي عمل نمود که مردم را دچار ترديد و دو دلي کرد و همانطور که پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله خبر داد، دين خدا را مايه فريبکاري و بندگان خدا را بردگاني حلقه بگوش و مال خدا را ملک اختصاصي خويش ساخته بود (16).

اين روحيه معاويه، کار امام حسن عليه السلام را پيچيده تر نموده بود و بايد سالها مي گذشت تا چهره مزورانه فرزند هند جگرخوار براي مردم آشکار مي شد . صلح امام حسن عليه السلام اين مهم را بخوبي به انجام رساند و چهره واقعي معاويه و بني اميه را به مردم نشان داد . به خاطر همين روحيه حيله گرانه معاويه است که امام حسين عليه السلام در مدت ده سال اول امامتش که در زمان سلطنت معاويه واقع شده بود قيام نکردند، اما با مرگ معاويه و شروع سلطنت يزيد دست به قيام زدند .

ولي يزيد به عنوان عنصر مقابل امام حسين عليه السلام جواني عياش، آلوده به گناه و سگ باز بود . او با شراب خواري علني دستورات دين مبين اسلام را زير پا مي گذاشت . اشعاري که از وي در کتب شيعه و سني در اين زمينه نقل شده، به وضوح نمايانگر اوج فساد و انحراف او مي باشد (17).

يزيد به صراحت اظهار کفر مي کرد، چنانکه وقتي سر مبارک حضرت سيد الشهداءعليه السلام را جلوي او گذاردند با چوب خيزران به لبهاي مبارک حضرت اشاره کرد و اشعاري را خواند که از جمله آن اشعار دو بيت زير است:

لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء ولا وحي نزل لست من خندف ان لم انتقم من بني احمد ما کان فعل (18)

«بني هاشم با حکومت بازي کرد، نه از عالم بالا خبري رسيده و نه وحيي نازل شده است . من از نسل قبيله خودم نيستم اگر از فرزندان احمد انتقام آنچه درباره پدران من انجام دادند را نگيرم .»

چنانکه ملاحظه مي فرمائيد در اين اشعار فرزندزاده طلقاء علنا رسالت پيامبر را تکذيب مي نمايد و با خود عهد مي کند که انتقام مشرکين جاهليت را که بدست پيامبرصلي الله عليه وآله به هلاکت رسيده بودند از خاندان آن حضرت بگيرد .

يزيد با دهن کجي آشکار به اسلام و دستورات حيات بخش آن، از نظر اعتبار و آبرو به جايي رسيده بود که «اخطل شاعر» – به وايت بيهقي – رو به روي او چنين گفت: «اي يزيد حقا که دين تو همچون دين درازگوش است، بلکه تو از هرمز کافرتري . (19) »

طبيعي است که اعتراض در مقابل چنين حاکمي که آبرويش به خاطر فساد نزد مردم بر باد رفته است ، افتخاري بزرگ است، هر چند انسان در اين اعتراض جانش را از دست بدهد .

سخن پایانی :

امام حسن عليه السلام صلح نکرد بلکه صلح را بر او تحميل نمودند، او در مقابل گروه باغي و ياغي شام ابتدا قيام کرد و در رويارويي با معاويه، نيروهايش را به منطقه «مسکن » گسيل داشت اما بخاطر عواملي که بيان شد، ناچار تغيير سنگر داد و تدبيري انديشيد که بسان شمشيري دولبه به جان معاوية بن ابي سفيان بن حرب افتاد، زيرا معاويه در مقابل تدبير امام دو راه بيشتر نداشت; يا به مواد معاهده صلح عمل کند که در اين صورت امام حسن عليه السلام به هدفش يعني عمل به احکام اسلام طبق کتاب و سنت ، حفظ خون شيعيان و گرفتن خلافت از دست غاصبان کاخ نشين شام مي رسيد و يا اينکه مواد معاهده را زير پا بگذارد – که معاويه اين راه را برگزيد – و در اين صورت نقاب از چهره حيله گر و فريبکارانه معاويه کنار زده مي شد و مردم پی به جنايت و فساد روحي او مي بردند و زمينه براي قيام عليه بني اميه فراهم مي گشت، که چنين هم شد .

بنابر اين، صلح امام حسن عليه السلام راه به وجود آمدن نهضت عاشورا را هموار ساخت و نتايج آن را قابل عرضه ساخت و به قول عالم بزرگ و جليل القدر، مرحوم سيد شرف الدين رحمه الله، شهادت کربلا پيش از آنکه حسيني باشد حسني بود . از نظر خردمندان، روز ساباط امام حسن عليه السلام به مفهوم فداکاري بسي آميخته تر است تا روز عاشوراي امام حسين عليه السلام ; زيرا امام حسن عليه السلام در آن روز در صحنه فداکاري نقش يک قهرمان نستوه و پايدار را در چهره مظلومانه يک از پا نشسته مغلوب ايفا کرد (20)

وَ سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا

————————————-

پي نوشت ها:

1) نمونه هايي از اين اعتراض و پاسخها در جلد 44 بحارالانوار آمده است .

2) بقرة/190 .

3) انفال/61 .

4) محمد محمدي ري شهري، اهل البيت في القرآن والسنة، دارالحديث، 1379، چاپ دوم، ص 74، به نقل از صحيح مسلم و مسند احمد .

5) سيد محمد موسوي کاشاني، بر امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام چه گذشت، مؤلف، 1372، چاپ اول، ص 84 .

6 ) مرتضي مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار، انتشارات صدرا، 1372، چاپ هشتم، ص 83 – 85 .

7) راضي آل ياسين، صلح الحسن عليه السلام، ترجمه آيت الله خامنه اي مد ظله العالي، انتشارات آسيا، تهران، 1348، ص 302، به نقل از ابن خلدون و ابن اثير .

 8) ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 43 .

9) محمد بن جرير طبري، تاريخ الامم والملوک، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، چاپ بيروت، ج 5، ص 237 .

10) مرتضي مطهري، سيري در سيره ائمه اطهار، انتشارات صدرا، 1372، چاپ هشتم، ص 90 – 91 .

11) شيخ مفيد، الارشاد، المؤتمر العالمي لالفية الشيخ المفيد، تحقيق آل البيت، 1413 ه . ق، چاپ اول، ج 2، ص 12 .

12) محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، کتابفروشي اسلاميه، 1369، چاپ دوم، جلد 44، ص 23 .

13) طبرسي، الاحتجاج، تحقيق ابراهيم بهادري و محمد هادي به، انتشارات اسوه، 1413 ه . ق، چاپ اول، ج 2، ص 71 .

14) شيخ مفيد، الارشاد، المؤتمر العالمي لالفية الشيخ المفيد، تحقيق مؤسسه آل البيت، 1413  ه . ق، چاپ اول، ج 2، ص 91 .

15) ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، دار احياء الکتب العربيه، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، 1385 ه . ق، چاپ دوم، ج 5، ص 129 – 130 .

16) راضي آل ياسين، صلح الحسن عليه السلام، ترجمه آيت الله خامنه اي مد ظله العالي، انتشارات آسيا، تهران، 1348، ص 11، مقدمه کتاب .

17) در اين زمينه مي توانيد به کتاب تذکرة الخواص سبط بن جوزي، از صفحه 286 به بعد مراجعهنمائيد .

18) سبط بن جوزي، تذکرة الخواص، چاپ تهران، مکتبة نينوي الحديثه، ص 261 .

19) راضي آل ياسين، صلح الحسن عليه السلام، ترجمه آيت الله خامنه اي مد ظله العالي، انتشارات آسيا، تهران، 1348، ص 516 .

20) مقدمه همان، ص 21 . منابع مقاله: مجله مبلغان، شماره 40، ميرزا عباس مهدوي فرد؛

 

ما تا ظهور ایستاده ایم

اللهم عجل لولیک الفرج

 


طبقه بندي: آوای کربلا, ائمه اطهار, امام حسن مجتبی (ع), پایگاه اینترنتی خورشید آل یاسین  
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,

 
خورشید آل یاسین
4 ژانویه 2012

10 نظر به علل صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع)

  1. پیرو می‌گه:

    سلام یک سوال
    جایگاه امام در حیات بشری انسان چه قدر است؟
    آیا این دو رابطه ای با هم دارند

    • خورشید آل یاسین می‌گه:

      سلام بر شما
      خداوند در قرآن مي‌فرمايد حضرت ابراهيم را با پرتاب در آتش امتحان كرديم تا ميزان صبر او مشخص شود و اين امتحانات براي آن بود تا حضرت ابراهيم به امامت برسد. بدین طریق می توان جایگاه امامت را مافوق درجه ی پیامبری در نظر گرفت . درجه ای که خداوند به همه ی پیامبران عطا نفردند .

  2. شاهد می‌گه:

    سلام
    پست های اخیرتون بسیار ارزنده و پر محتوا است
    انشاالله ادامه دار باشه
    یاعلی

  3. جام نیوز می‌گه:

    با سلام.مطلب شما در سرویس جام بلاگ سایت جام نیوز منتشر گردید.
    کد لینک خبر :
    http://www.jamnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=47007&Serv=37

  4. عمارنامه می‌گه:

    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/link/6682
    ما را با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    یا علی

  5. reza می‌گه:

    اجرکم عندا..

  6. ساقي مسيبي هروي می‌گه:

    به نام خدا

    سلام

    از مطالبي كه برايم ارسال كرديد واقعا سپاسگذارم . اطلاعات خوبي كسب كردم . سربلند باشيد .

  7. هادی می‌گه:

    خیلی زیبا بود
    یا علی

» ارسال دیدگاه

کلیه حقوق این سایت ، متعلق به گروه فرهنگي خورشید آل یاسین می باشد و استفاده از مقالات با ذکر منبع بلامانع است .