جملات ناب از ائمه ، سخنان کوتاه از تمام امامان

علل بی‌نشاطی در نماز

 

مکرّر مردم، خصوصاً جوانان می‌پرسند که چرا در نماز حال پیدا نمی‌کنیم؟ و چرا در نماز آن لذّتی را که باید ببریم، نمی‌بریم؟

 

حضرت سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی پاسخ این پرسش را در ضمن چند «لعّل» بیان نموده است. حضرت عرضه می‌دارد:

«اَللَّهُمَّ اِنِّی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَیَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلَاةِ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَاجَیْتُ أَلْقَیْتَ عَلَیَّ نُعَاساً إِذَا أَنَا صَلَّیْتُ وَ سَلَبْتَنِی مُنَاجَاتَکَ إِذَا أَنَا نَاجَیْتُ مَا لِی کُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلُحَتْ سَرِیرَتِی وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِینَ مَجْلِسِی عَرَضَتْ لِی بَلِیَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِی وَ حَالَتْ بَیْنِی وَ بَیْنَ خِدْمَتِکَ؛[۳]

خدایا! براستی من هرگاه با [خودم] گفتم که مهیا و آماده شوم [برای یک نماز با حال] و برای نماز در پیشگاه تو و مناجات با تو ایستادم؛ چرت (و بی‌حالی) بر من عارض نمودى، آن هم در حال نماز، و از من (و دلم) حال مناجات با خودت (و راز و نیاز) را گرفتى؛ در حالی که من با تو مناجات می‌کردم، چه شده است هر وقت می‌گویم باطنم اصلاح شده و همنشینی من با توبه‌کاران نزدیک شده است، گرفتاری برایم رخ می‌دهد که قدمهایم می‌لرزد [و حال نماز و نزدیکی به توبه‌کاران از من گرفته می‌شود] و بین من و خدمت تو [و حضور قلب و همنشینی با پاکان] حائل ایجاد می‌شود. [راستی راز این بی‌حالیها چیست؟]»

 

آنگاه با استفاده از علوم الهی خود به بیان عوامل این بی‌حالی می‌پردازد:

 

۱٫ «سَیِّدِى! لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیْتَنِى؛

آقای من! شاید مرا از درگاهت رانده‌ای و از خدمت (و بودن در محضرت) دورم کرده‌اى.»

 

۲ . «اَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُسْتَخِفّاً بِحَقِّکَ فَأَقْصَیْتَنِى؛

یا شاید دیدی من حق [طاعت و بندگى] تو را سبک شمردم؛ پس [مرا از خود و ارتباط با خود در نماز و مناجات] دور نموده‌اى.»

 

۳٫ «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی مُعْرِضاً عَنْکَ فَقَلَیْتَنِى؛

یا شاید دیدی مرا که از تو رو گردان بودم [و اعراض از خدا زندگی تلخی را به دنبال دارد؛[۴] چرا که] تو مرا بَد‌داشتی [و از من روگردان شدى].»

 

۴٫ «أَوْ لَعَلَّکَ وَجَدْتَنِی فِی مَقَامِ الْکَاذِبِینَ فَرَفَضْتَنِى؛

یا شاید مرا در مقام دروغگویان یافتی پس مرا از خود دور نمودى.»

 

۵ . «أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی غَیْرَ شَاکِرٍ لِنَعْمَائِکَ فَحَرَمْتَنِى؛

یا شاید دیدی که [این همه] نعمتهای تو را شکر نگفتم [و در مسیر درست به کار نبردم]، پس مرا محروم ساختى.»

شکر نعمت، نعمتت افزون کند

کفر نعمت از کفت بیرون کند

۶. «أَوْ لَعَلَّکَ فَقَدْتَنِی مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِى؛

یا شاید مرا در مجالس علما نیافتى؛ پس خوارم داشتى[۵] [و حال مناجات و نمازم را از من گرفتى].»

۷ .«أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی فِی الْغَافِلِینَ فَمِنْ رَحْمَتِکَ آیَسْتَنِى؛

یا شاید دیدی بین غافلان به سر می‌برم؛ پس مرا از رحمت خود؛ مأیوس کردی [تا با همان غافلان همنشین باشم].»

 

۸ .«أَوْ لَعَلَّکَ رَأَیْتَنِی آلَفُ مَجَالِسَ الْبَطَّالِینَ فَبَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ خَلَّیْتَنِى؛

یا شاید دیدی که با اهل باطل و بیهودگان مأنوس و دمسازم؛ پس مرا به آنها واگذاشتی [و گفتی برو با همانها خوش باش! تو را با نماز و مناجات و راز و نیاز چه کار؟].»

 

۹. «أَوْ لَعَلَّکَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِی فَبَاعَدْتَنِى؛

یا شاید [آن قدر گناه کردم] که دوست نداری صدای [مناجات و راز نیاز و] دعای مرا بشنوى؛ پس [با گرفتن حال] مرا [از خود] دور نمودى.»

 

۱۰. «أَوْ لَعَلَّکَ بِجُرْمِی وَ جَرِیرَتِی کَافَیْتَنِى؛

یا شاید به خاطر جرم و گناهم کیفرم دادی [و اثر گناهم این بود که حال نماز و مناجات را از من بگیرى؛ همچون غیبت و عمل نکردن به علم که حال نماز و ... را از انسان می‌گیرد].»

 

۱۱. «أَوْ لَعَلَّکَ بِقِلَّةِ حَیَائِی مِنْکَ جَازَیْتَنِى؛

یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو [و حال آنکه از مردم حیا کردم؛ ولی تو را بر خود حاضر ندانستم] مرا مجازات کردی [و حال نماز و دعا را از من گرفتى].»

 

در این یازده فقره به عوامل بی‌حالی در نماز، و دعا، مناجات و بی‌توفیقی اشاره شده است: ۱. دور شدن از در خانة خدا؛

۲. سبک شمردن حق طاعت و بندگى خدا؛

۳. اعراض نمودن از خدا و یاد او؛

۴. دروغگویى؛

۵. شکر نعمت الهی را بجا نیاوردن و نعمتهای او را درست و صحیح و بجا مصرف نکردن؛

۶. نرفتن به محضر علما و حاضر نشدن در مجالس وعظ و سخنرانی آنان؛

۷.همراه بودن با رفقای بد؛ همچون غافلان، مرفهین بی‌درد، اهل لهو و لعب؛

۸.. زیاد شدن گناهان و نفرت پیدا کردن خداوند از بنده بر اثر گناهان؛ معاصى؛ ٫

۹.حیا نکردن از خداوند

۱۰. عالم را محضر خدا ندانستن… .

۱۱.توبة واقعى[۶]درست است که توبه به مقدار لازم چهار شرط اساسی و دو رکن تکمیلی دارد؛

چهار شرط عبارتند از: پشیمانی از گذشته، تصمیم جدّی بر اینکه دوباره به

معصیت برنگردد، ادای حقوق الهى، و ادای حقوق مردم (اعم از مالى، عرضی و بدنی). و دو شرط تکمیلى: چشیدن رنج عبادت، و ذوب کردن گوشتهای روییده در دوران معصیت؛ ولی توبه واقعی و همه جانبه، گسترة وسیع‌تر از موارد پیش گفته دارد که در کلام عمیق و جامع پیامبر اکرم(ص) آمده است.

 

حضرت فرمود: «أَ تَدْرُونَ مَنِ التَّائِبُ؟ فَقَالُوا: اللَّهُمَّ لَا قَالَ إِذَا تَابَ الْعَبْدُ وَ لَمْ یُرْضِ الْخُصَمَاءَ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ مَجْلِسَهُ وَ طَعَامَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ رُفَقَاءَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یَزِدْ فِی الْعِبَادَةِ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ لِبَاسَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُغَیِّرْ فِرَاشَهُ وَ وِسَادَتَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یَفْتَحْ قَلْبَهُ وَ لَمْ یُوَسِّعْ کَفَّهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُقَصِّرْ أَمَلَهُ وَ لَمْ یَحْفَظْ لِسَانَهُ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ مَنْ تَابَ وَ لَمْ یُقَدِّمْ فَضْلَ قُوتِهِ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ فَلَیْسَ بِتَائِبٍ وَ إِذَا اسْتَقَامَ عَلَى هَذِهِ الْخِصَالِ فَذَاکَ التَّائِب[۷]؛

آیا می‌دانید توبه کار کیست؟ پس گفتند: بخدا! نه. فرمود: هرگاه بنده‌ای

توبه‌کار شاکیها [و طلب‌کارها]ی خود را راضی نکند، توبه کار نیست. و کسی

که توبه کند و مجلس و غذایش را تغییر ندهد توبه کار نیست. و کسی که توبه

کند و رفقای [دوران گناه] خویش را تغییر ندهد، توبه کننده نیست. و کسی که

توبه کند و بر عبادتش نیفزاید توبه‌کار نیست.

و کسی که توبه کند و لباس [گناه آلوده]اش را تغییر ندهد، تائب نیست. و

کسی که توبه کند و فرش و تکیه‌گاه [دوران گناه] خود را عوض نکند، تائب

نیست.

و کسی که توبه کند و قلبش باز نشود (و دریادل نگردد) و دستش [در انفاق]

توسعه نیابد، توبه کار نیست. و کسی که توبه کند و آرزوهای [نارواى] خود را

کوتاه نکند و زبانش را حفظ نکند، تائب نیست.

و کسی که توبه کند و اضافه غذای خود را تقدیم [به فقراء] نکند، تائب

نیست. و هر گاه بر این اوصاف استقامت ورزید این تائب [کامل و واقعى] است.»

بهترین اعمال در شب قدر[۸]

 

زمانها و مکانهای مقدّسی وجود دارد که برای بهره‌برداری از آنها گاه

وقت فراوان در اختیار نداریم. برای اینکه بتوانیم بهترین و بیش‌ترین بهره

را از چنین زمانها و یا مکانها ببریم، خوب است از انبیا و اولیای الهی و

رهنمودهای آنان کمک بگیریم. یکی از این زمانهای مقدس که با هزار ماه (یعنی

حدود هشتاد سال) برابری می‌کند، شب قدر است. برای استفادة بهینه از چنین

شبی به این رهنمود گرانسنگ حضرت موسی(ع) که از زبان پیامبر اکرم(ص) نقل

شده است، توجه شود:

 

«عَنِ النَّبِیِّ ۹ قَالَ قَالَ موسی(ع) إِلَهِی أُرِیدُ قُرْبَکَ قَالَ قُرْبِی لِمَنِ اسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی

أُرِیدُ رَحْمَتَکَ قَالَ رَحْمَتِی لِمَنْ رَحِمَ الْمَسَاکِینَ لَیْلَةَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ الْجَوَازَ عَلَى الصِّرَاطِ قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَیْلَةَ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ وَ ثِمَارِهَا قَالَ ذَلِکَ لِمَنْ

سَبَّحَ تَسْبِیحَةً فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ قَالَ ذَلِکَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ قَالَ إِلَهِی أُرِیدُ رِضَاکَ قَالَ رِضَایَ لِمَنْ صَلَّى رَکْعَتَیْنِ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ؛[۹]

پیامبر(ص) فرمود: حضرت موسی(ع)

عرضه داشت: خدایا! قرب و نزدیکی به شما را می‌خواهم، خداوند فرمود: کسی به

من نزدیک می‌شود که شب قدر بیدار باشد. عرض کرد: خدایا! رحمتت را خواهانم،

فرمود: رحمتم شامل کسی می‌شود که در شب قدر به فقرا و درماندگان ترحّم کند.

 

عرض کرد: خدایا! گذشتن از [پل] صراط را می‌خواهم. فرمود: عبور از صراط

برای کسی است که در شب قدر صدقه‌ای بدهد. عرض کرد: خدایا! از درختان و

میوه‌های بهشت می‌خواهم. فرمود: آن هم به کسی می‌رسد که شب قدر تسبیحی

بگوید. عرض کرد: خدایا! نجات را خواهانم. فرمود: [منظورت] نجات از آتش

جهنّم است؟ عرض کرد: بله. فرمود: این [نجات] برای کسی است که در شب قدر

استغفار کند. عرض کرد:‌خدایا! رضایت را طالبم. فرمود: رضایت من برای کسی

که در شب قدر دو رکعت نماز بخواند متحقق می‌شود.»

 

از این روایت استفاده می‌شود که در شب قدر انجام این امور بسیار مهم است.

 

۱٫ برای رسیدن به قرب خدا، بیدار بودن در آن موضوعیّت دارد؛ لذا حضرت

فاطمه۳ در شب بیست و سوم کودکان را نیز با برنامة خاص بیدار نگه می‌داشت.

 

۲٫ برای رسیدن به رحمت خدا، ترحم به فقرا خوب و مفید است.

 

۳٫ صدقه دادن که باعث راحت گذشتن از پل صراط می‌شود.

 

۴٫ تسبیح خدا که باعث رسیدن به نعمتهای بهشتی می‌شود.

 

۵٫ استغفار که عامل رهایی از آتش جهنّم می‌شود.

آرزوی جبرئیل

 

برخی امور مهمّ در زندگیِ ما وجود دارد که کم‌تر به آن توجه داریم.

انبیا و پیشوایان دینى، یکی از کارهای مهمّی که انجام می‌دادند، این بود

که مردم را از زبان شخصیّتهای والا و با عظمت به این امور متوجه کنند.

 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یَا عَلِیُّ! تَمَنَّی جَبْرئِیلُ اَنْ یَکُونَ مِنْ بَنِی آدَمَ بِسَبْعِ خِصَالٍ وَ هِیَ الصَّلَوه فِی الْجَمَاعَه وَ مُجَالَسَتُهُ الْعُلَمَاءَ وَالصُّلْحُ بَیْنَ الاِثْنَیْنِ وَ اِکْرَامُ الْیَتِیمِ وَ عِیَادَه الْمَرِیضِ وَ تَشْیِیعُ الْجَنَازه وَ سَْقیُ الْمَاءِ فِی الْحَجِّ فَاحْرُصْ عَلَی ذَلِکَ؛[۱۰]

ای على! جبرئیل به سبب هفت خصلت، آرزو داشت که از فرزندان آدم باشد. آن خصلتها [عبارت است از:]

نماز را به جماعت خواندن، همنشینی او با دانشمندان، آشتی دادن بین دو نفر،

احترام نهادن [و خدمت به] یتیم، عیادت بیمار، و تشییع جنازه کردن و آب

دادن در حج. پس [علی جان!] بر [حفظ] این خصلتها حریص باش.»

 

حدیث فوق، به امور مهمّی از عبادات و مسائل اجتماعی و اخلاقی اشاره

کرده است که با شرح مختصر هر یک از آنها در یک فرصت کوتاه می‌توان در

افراد تأثیر گذاشت.[۱۱] عناوین این امور عبارت است از:

 

۱٫ شرکت در نماز جماعت؛

 

۲٫ همنشینی با علما و شرکت در مجالس و منابر آنها؛

 

۳٫ آشتی دادن بین دو نفر، دو گروه و دو دسته از مردم که پاداش فراوانی دارد؛

 

۴٫ احترام یتیم و رسیدگی به امور آنان که از مهم‌ترین فعالیّت امامان معصوم ما بوده‌است؛

 

۵٫ سر زدن به بیماران و دلجویی از آنان، به ویژه معلولان و کهنسالان؛

 

۶٫ شرکت در تشییع جنازه‌ها و درس عبرت گرفتن از آن و دلجویی از بازماندگان؛

 

۷٫ آبرسانی به مردم و سیراب کردن تشنگان، به ویژه در ایام حج و… .

خیر دنیا و آخرت

 

طبق نقل حضرت علی(ع) مردی نزد پیامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: «عملی به

من یاد بده که با انجام آن محبوب خداوند قرار گیرم و همین‌طور، مردم [هم]

مرا دوست بدارند، و خداوند، مالم را افزایش دهد، و بدنم سالم، و عمرم

طولانی شود و در روز قیامت نیز با خودت [ای رسول خدا] محشور شوم.»

 

«فَقَالَ: سِتُّ خِصَالٍ مُحْتَاجٌ إِلَى سِتِّ خِصَال: اِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُحِبَّکَ اللَّهُ فَخَفْهُ وَ اتَّقِهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ

یُحِبَّکَ الْمَخْلُوقُونَ فَأَحْسِنْ إِلَیْهِمْ وَ ارْفُضْ مَا فِی أَیْدِیهِمْ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُثْرِیَ اللَّهُ مَالَکَ فَزَکِّهِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُصِحَّ اللَّهُ بَدَنَکَ فَأَکْثِرْ مِنَ الصَّدَقَةِ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یُطِیلَ اللَّهُ عُمُرَکَ فَصِلْ ذَوِی أَرْحَامِکَ وَ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ یَحْشُرَکَ اللَّهُ مَعِی فَأَطِلِ السُّجُودَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّار؛[۱۲]

 

پس فرمود: شش خصلت است که نیاز به شش خصلت [دیگر] دارد:

 

۱٫ هرگاه خواستی خدا تو را دوست بدارد، پس از او بترس و تقوای الهی [و پروا‌پیشگى] داشته باش؛

 

۲٫ هرگاه خواستی مردم تو را دوست بدارند، پس به آنها احسان کن و به آنچه در دست آنهاست، چشم طمع نداشته باش؛

 

۳٫ اگر خواستی خداوند، مالت را افزایش دهد، زکات [و خمس] مالت را بپردازد؛

 

۴٫ و اگر خواستی خدا بدنت را سالم کند [علاوه بر مراعات مسائل بهداشتى]، [در راه خدا] زیاد صدقه بده؛

 

۵٫ اگر می‌خواهی خدا عمرت را طولانی کند با بستگان [نَسَبى] ارتباط داشته باش (و صلة ارحام انجام بده)؛

 

۶٫ اگر می‌خواهی [در روز قیامت] خدا تو را با منِ [پیغمبر] محشور کند،

سجده‌[های نمازت] را در پیشگاه خدای یکتای غالب، طولانی کن.»[۱۳]

شش چیز در شش جا

 

گاه سؤالاتی در زندگی انسان مطرح است که این حدیث به پاسخ اهمّ آنها

پرداخته است: ۱٫ چرا در دنیا مشکلات داریم؟ ۲٫ چرا دعاهای ما مستجاب

نمی‌شود؟ ۳٫ چرا به علم و عزّت نمی‌رسیم؟ ۴٫ چرا به ثروت و مال نمی‌رسیم؟

 

خداوند بلند مرتبه به موسی بن عمران۷ چنین وحی کرد: «ای موسى! شش چیز

را در شش محل پنهان کرده‌ام؛ ولی مردم در جای دیگر دنبال آن می‌گردند؛ ولی

هرگز [آنها را در آنجا] نخواهند یافت:

 

«إنّی وَضَعْتُ الرَّاحَةَ فِی الْجَنَّةِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهَا فِی الدُّنْیَا، اِنّی وَضَعْتُ الْعِلْمَ فِی الْجُوعِ وَ الْجَهْدِ وَ هُمْ یَطْلُبُونَهُ فِی الشِّبَع، إنّی‌وَضَعْتُ الْعِزَّه فِی قِیَامِ اللَّیْلِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی اَبْوَابِ السَّلَاطِینَ، إِنّی وَضَعْتُ الرَّفْعَه وَالدَّرَجَه فِی التَّوَاضُعِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی التَّکَبُّرِ، إنّی وَضَعْتُ اِجَابَه الدُّعَاءِ‌فِی لُقْمَه الْحَلَالِ وَ النَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی الْقِیلِ وَ الْقَالِ، إنّی وَضَعْتُ الْغِنَی فِی الْقَنَاعَه وَالنَّاسُ یَطْلُبُونَهَا فِی کَثْرَه الْمَعْرُوضِ وَلَمْ یَجِدُوهُ اَبَداً؛[۱۴]

۱٫ به راستی راحتی [مطلق] را در بهشت قرار دادم؛ ولی مردم در دنیا دنبال آن می‌گردند؛

۲٫ به راستی من دانش [و فراگیری آن] را در گرسنگی و تلاش قرار دادم؛ ولی مردم در سیر‌بودن دنبال آن می‌گردند؛

۳٫ به راستی من ع‍زَت (و شرف) را در شب‌بیداری (و نماز شب) قرار دادم؛ ولی مردم عزت را در خانة شاهان می‌جویند؛[۱۵]

۴٫ به راستی من بلندمرتبگی و مقام را در فروتنی قرار دادم؛ ولی مردم در تکبّر و خودبرتر بینى، دنبال آن می‌گردند؛[۱۶]

۵٫ به راستى، اجابت دعا را در لقمه حلال قرار دادم؛ ولی مردم در قیل و قال [و داد و فریاد]، دنبال اجابت دعا می‌گردند؛

۶٫ به راستى من بی‌نیازی را در قناعت قرار دادم؛ ولی مردم آن را در

زیادی مال و ثروت جستجو می‌کنند، و هرگز آن را نخواهند یافت (و موفق به

آنچه می‌خواهند نخواهند شد).»

 

پیامدهای زنا

 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ إِیَّاکُمْ وَ الزِّنَاءَ فَإِنَّ فِیهِ سِتَّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الْآخِرَةِ فَأَمَّا الَّتِی فِی الدُّنْیَا فَإِنَّهُ یُذْهِبُ الْبَهَاءَ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَنْقُصُ الْعُمُرَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الْآخِرَةِ فَإِنَّهُ یُوجِبُ سَخَطَ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُوءَ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودَ فِی النَّار؛[۱۷]

ای گروه مسلمانان! بر شما باد که از زنا دوری کنید. پس به راستى در آن شش خصلت (و پیامد) است: سه خصلت در دنیا، و سه خصلت در آخرت: پس آنچه در دنیا است و دامنگیر زانی‌می‌شود،] به راستى ارزش (و شخصیّت او) از بین می‌رود و فقر [و بیچارگى] دامنگیر او می‌شود و عمرش کم می‌شود و امّا آنچه در آخرت است [و بدان گرفتار می‌شود] آن که به راستى خشم پروردگار و بدی حساب را در پی می‌آورد [و نیز اگر توبه نکند] همیشه در جهنم خواهد بود.»

در برابر حوادث مختلف دنیا با حوادث تلخ و شیرین، و گوارا و ناگواری همراه است. آنچه

می‌تواند انسان را در برابر آنها استوار نگه‌دارد، یاد خدا و ذکر اوست. البته هر حادثه‌ای ذکر خاص خود را می‌طلبد که در حدیث ذیل بدان اشاره شده است:

 

دعا برای عوامل مختلف

 

رسول اکرم(ص) به نقل از خداوند متعال فرمود: «أَعْدَدْتُ لِکُلِّ هَوْلٍ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لِکُلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لِکُلِّ نِعْمَةٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لِکُلِّ رَخَاءٍ الشُّکْرُ لِلَّهِ وَ لِکُلِّ أُعْجُوبَةٍ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ لِکُلِّ ذَنْبٍ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لِکُلِّ مُصِیبَةٍ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ وَ لِکُلِّ ضِیقٍ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ لِکُلِّ قَضَاءٍ وَ قَدَرٍ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لِکُلِّ عَدُوٍّ اعْتَصَمْتُ بِاللَّهِ وَ لِکُلِّ طَاعَةٍ وَ مَعْصِیَةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیم؛[۱۸]

برای هر ترسی لا اله الّا الله و برای هر غم و اندوهی ماشاءالله و برای هر نعمتی الحمدُلله و برای هر آسایشی اَلشّکرُ لِله و برای هر چیز شگفت‌آوری سبحان الله و برای هر گناهى، استغفرالله و برای هر مصیبتی اِنّا لِله وَ اِنّا اِلَیْهِ راجِعُون و برای هر تنگی و دشواری حسبی الله و برای هر قضا و قدری توکّلتُ علی الله و برای هر دشمنی اعتصَمْتُ بِالله و برای هر طاعت و گناهی لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِالله العلی العظیم آماده کرده‌ام.»

این حدیث اذکار مفیدی را برای امور مختلف زندگی ارائه کرده است.

 

کارهای مفید برای پس از مرگ

بسیاری می‌پرسند بعداز مرگ ما چه کارهایی انجام گیرد، مفید است. در حدیث ذیل به شش مورد اشاره شده است که بعد از مرگ انسان بسیار مفید است و درآمد آن، مرتّب به حساب جاری انسان واریز می‌شود:

 

امام صادق(ع) فرمود: «سِتُّ خِصَالٍ یَنْتَفِعُ بِهَا الْمُؤْمِنُ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِ وَلَدٌ صَالِحٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ مُصْحَفٌ یُقْرَأُ مِنْهُ وَ قَلِیبٌ یَحْفِرُهُ وَ غَرْسٌ یَغْرِسُهُ وَ صَدَقَةُ مَاءٍ یُجْرِیهِ وَ سُنَّةٌ حَسَنَةٌ یُؤْخَذُ بِهَا بَعْدَهُ؛[۱۹]

مؤمن از شش [عمل و] خصلت، بعد از مرگش سود می‌برد: ۱٫ فرزند صالح که برای او اسغفار

کند؛ ۲٫ قرآنی که از طرف او خوانده می‌شود؛ ۳٫ چاهی را که حفر کرده است؛

۴٫ و درختی را که کاشته است [و مردم از آن و میوة آن استفاده می‌برند]؛ ۵٫

[وقف کردن] و صدقه قرار دادن آبی که جاری ساخته است؛ ۶٫ سنّت نیکویی که

[پایه‌گذاری کرده است و] مردم بدان پس از او عمل می‌کنند.»

 

حدیث فوق می‌رساند که با وجود خصلتهای مذکور، دفتر اعمال انسان پس از

مرگ مفتوح است و صدقات جاریه فوق هر روز به حساب اعمال او واریز می‌شود.[۲۰]

 

عواقب سبک شمردن نماز

بسیاری از مردم گرفتاریهایی دارند که سخت حیران‌اند که چرا بر طَرَف

نمی‌شود. بارها می‌پرسند که چرا مال ما بی‌برکت است و نیز چرا دعای ما

مستجاب نمی‌شود؟ برای چه آثار اجر و پاداش اعمال خود را مشاهده نمی‌کنیم؟

چرا حتی از بزرگان و مقربان درگاه الهی درخواست دعا کردیم؛ ولی مفید واقع

نشد؟ و … . باید توجه داشت که گره کور اکثر این گرفتاریها با مهم شمردن

نماز باز می‌شود.

 

فاطمه زهرا(س) از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «هر که

نماز را سبک شمارد؛ از زن و مرد به پانزده بلا گرفتار می‌شود. شش بلا در

دنیا دامنگیر او می‌شود که عبارت است از:

۱٫ «یَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ؛ خداوند، برکت را از عمرش بر می‌دارد»؛

۲٫ «وَ یَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِهِ؛ و خداوند برکت را از روزی او بر‌می‌دارد»؛

۳٫ «وَ یَمْحُو اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ سِیمَاءَ الصَّالِحِینَ مِنْ وَجْهِهِ؛ و خداوند سیمای [نورانى] صالحان را از چهرة او محو می‌کند»؛

۴٫ «وَ کُلُّ عَمَلٍ یَعْمَلُهُ لَا یُؤْجَرُ عَلَیْه؛ و هر عملی که انجام می‌دهد پاداش داده نمی‌شود [؛ زیرا قبولی نماز، شرط قبولی اعمال دیگر نیز است]»؛

۵٫ «وَ لَا یَرْتَفِعُ دُعاؤُهُ إِلَى السَّمَاءِ؛ و دعای او به سوی آسمان بالا نمی‌رود (و مستجاب نمی‌شود)»؛

۶٫ «وَ السَّادِسَه لَیْسَ لَهُ حَظٌّ فِی دُعَاءِ الصَّالِحِینَ؛ و ششم اینکه برای او بهره‌ای در دعای صالحان نیست (دعای خوبان شامل او نمی‌شود)».

و سه بلا در موقع جان دادن دامنگیر او می‌شود:

۱٫ «أَنَّهُ یَمُوتُ ذَلِیلاً؛ ذلیل می‌میرد»؛

۲٫ «وَ الثَّانِیَةُ یَمُوتُ جَائِعاً؛ گرسنه می‌میرد»؛

۳٫ «وَ الثَّالِثَةُ یَمُوتُ عَطْشَاناً فَلَوْ سُقِیَ مِنْ أَنْهَارِ الدُّنْیَا لَمْ یَرْوَ عَطَشُهُ؛ تشنه می‌میرد، هر چند از تمام نهرهای دنیا او را سیراب کنند، تشنگی‌اش برطرف نمی‌شود؛»

و سه بلا در قبر شامل حال او می‌شود:

۱٫ «یُوَکِّلُ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یُزْعِجُهُ فِی قَبْرِه؛ خداوند، ملکی را مقرر می‌کند تا او را در قبر آزار دهد»؛

۲٫ «وَ الثَّانِیَةُ یُضَیَّقُ عَلَیْهِ قَبْرُه؛ دوم اینکه قبرش بر او تنگ خواهد بود»؛

۳٫ «وَ الثَّالِثَةُ تَکُونُ الظُّلْمَةُ فِی قَبْرِهِ؛ سوم اینکه تاریکی در قبرش خواهد شد»؛

و سه بلا [نیز] در روز قیامت دامنگیر او خواهد شد:

۱٫ «أَنْ یُوَکِّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یَسْحَبُهُ عَلَى وَجْهِه؛ خداوند ملکی مأمور می‌کند او را با صورت بکشد»؛

۲٫ «وَ الثَّانِیَةُ یُحَاسَبُ حِسَاباً شَدِیداً؛ دوم اینکه حسابرسی شدیدی می‌شود»؛

۳٫ «وَ الثَّالِثَةُ لَا یَنْظُرُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ لَا یُزَکِّیهِ وَ لَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ و سوم اینکه خداوند به او نظر [رحمت] نمی‌کند و او را پاکیزه نمی‌سازد، و برای او عذاب دردناکی است.»[۲۱]

توجه شود آمار بی‌نمازی و بدنمازی در جامعه در حَد نامطلوبی قرار دارد.

توضیح دادن درباره این حدیث در وادار کردن مردم به نماز بسیار مفید است.

این حقیر بارها تجربه کرده‌ام.

 

خواص و وظایف آنها

مردم در جامعه به طبقات مختلفی تقسیم می‌شوند. گروهی از آنها به نام

خواص یاد می‌شوند. اکنون سؤال این است که خواص چه افرادی را شامل می‌شوند

و آنها چه مسئولیتها و وظایفی را بر دوش دارند؟ در حدیث ذیل به آنها اشاره

شده است.

 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «لاَ تَصْلَحُ عَوامُّ اُمَّتِی إلَّا بِخَواصِّهَا. قیل: مَا خَواصُّ اُمَّتِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَقَالَ: خَوَاصُّ اُمَّتِی أَرْبَعَةٌ: اَلْمُلُوکُ، وَ الْعُلَمَاءُ، وَ الْعُبَّادُ، وَ التُّجَّارُ. قِیلَ: کَیْفَ ذَلِکَ؟ قَالَ۹: اَلْمُلُوکُ رُعَاةُ الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الرَّاعِی ذِئْباً فَمَنْ یَرْعَى الْغِنَمَ؟وَ الْعُلَمَاءُ أَطِبَّاءُ الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الطَّبِیبُ مَرِیضاً فَمَنْ یُدَاوِی الْمَریِضَ؟ وَ الْعُبَّادُ دَلیِلُ الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الدَّلِیلُ ضَالّاً فَمَنْ یَهْدِی السَّالِکَ؟ وَ التُّجَّارُ اُمَنَاءُ اللهِ فِی الْخَلْقِ؛ فَإِذَا کَانَ الْأَمِینُ خَائِناً فَمَنْ یُعْتَمَدُ؛[۲۲]

 

عوام [و تودة] امّت من اصلاح نمی‌شوند؛ مگر به یاری خواص امت. عرض شد:

ای رسول خدا! خواص امّت شما چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: خواص امتم چهار

گروه‌اند: پادشاهان [عادل]، علما، عابدان و تاجران. گفته شد: [چگونه اصلاح عوام بستگی به اصلاح خواص دارد و] کیفیّت آن چیست؟

حضرت فرمود: شاهان نگهبانان خلق‌اند. پس زمانی که نگهبان گرگ [صفت]

باشد، پس گلّه را چه کسی نگهبانی کند؟ و دانشمندان طبیبان مردم‌اند. پس

زمانی که [خود] طبیب بیمار باشد، پس چه کسی مریض را مداوا کند؟ و عابدان

(و زاهدان) راهنمای مردم [به سوی خداوند] هستند پس هنگامی که راهنما گمراه

باشد، چه کسی سالک (و روندة به سوی خدا) را راهنمایی کند؟

 

و تاجران امینهای خدا در میان مردم‌اند، پس زمانی که امین (و درستکار) خیانت ورزد، به چه کسی اعتماد می‌شود.»[۲۳]

 

اگر چهار گروه اصلاح شوند کل جامعه اصلاح شده است:

 

۱٫ شاهان و حاکمان و رؤسا که مردم به رفتار آنها اقتدا می‌کنند: «الناسُ عَلی دینِ مُلوکهِم»؛

 

۲٫ علما که نبض آگاهی و فرهنگی کشور به دست آنها است اگر صالح باشند

جامعه را اصلاح می‌کنند و اگر خدای نکرده فاسد شدند جامعه را به فساد

می‌کشانند؛

 

۳٫ تاجران نبض اقتصادی جامعه‌اند و بازار در دست آنان است و اگر اصلاح

شوند، وضعیّت اقتصادی جامعه بهبود می‌یابد و فساد مالی از بین می‌رود؛

 

۴٫ عابدان به عنوان الگوهای معنوی جامعه اگر لباس ریا و مرید بازی را کنار بگذارند، مردم، بهتر هدایت می‌شوند.

 

سایه خدا بر سر هفت گروه

روز حساب و واپسین، روز دشوار و سختی است. و در چنان روزى، هفت گروه از

رحمت خاص و ویژة الهی بهره می‌برند؛ چنان که در حدیث ذیل می‌خوانیم.

 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «سَبْعَةٌ یُظِلُّهُمُ اللَّهُ فِی ظِلِّهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ شَابٌّ نَشَأَ فِی عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجُلٌ قَلْبُهُ مُتَعَلِّقٌ بِالْمَسْجِدِ إِذَا خَرَجَ مِنْهُ حَتَّى یَعُودَ إِلَیْهِ وَ رَجُلَانِ تَحَابَّا فِی اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاجْتَمَعَا عَلَى ذَلِکَ وَ اِفْترَقَا وَ رَجُلٌ ذَکَرَ اللَّهَ خَالِیاً فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ رَجُلٌ دَعَتْهُ امْرَأَةٌ ذَاتُ حَسَبٍ وَ جَمَالٍ فَقَالَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ وَ رَجُلٌ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ فَأَخْفَاهَا حَتَّى لَا تَعْلَمَ شِمَالُهُ مَا تُُنْفِقُ یَمینُهُ؛[۲۴]

 

خداوند در روزی که سایه‌ای جز سایة او وجود ندارد بر هفت گروه سایه می‌افکند:

۱٫ پیشوای عادل؛ ۲٫ جوانی که با عبادت خداوند رشد کرده است [و جوانی را با عبادت گذرانده است]؛

۳٫ مرد [و انسانى] که دلبسته به مسجد است؛ [به گونه‌ای که] وقتی از آن خارج می‌شود [منتظر می‌ماند] تا برگردد؛

۴٫ دو مرد [و انسانى] که برای خدا با هم دوستی می‌کنند، پس بر آن [محبّت الهى] جمع می‌شوند و [بر همان محور] از هم جدا می‌شوند؛

۵٫ مردی که در خلوتها خدا را یاد کند، پس [با یاد خدا] از دو چشمش اشک جاری شود؛

۶٫ مردی که زنی دارای مقام و زیبایی او را [به کار خلاف عفّت] دعوت

کند، پس [جواب او را یوسف گونه] بگوید: من از خدای پروردگار جهانیان [ که در همه جا حضور دارد] می‌ترسم؛

۷٫ مردی که صدقه‌ای داده است پس [آن چنان] آن را مخفی کرده است که

[گویا] حتّی دست چپ نفهمیده است آنچه دست راستش انفاق کرده است.»[۲۵]

 

ندای هر روز قبر

یاد قبر و قیامت و همین طور مرگ و حساب، در فاصله گرفتن انسان از دنیا

و سازندگی روح انسان، نقش مهمّی دارد؛ از این گذشته، عامل تعیین‌کننده‌ای

است برای آمادگی مرگ و قیامت که در روایات از آن به «استعداد للموت» یاد

شده است؛ به ویژه اگر نیازهای آن عالم بیان شود.

 

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اَلْقَبْرُ یُنَادِی فِی کُلِّ یَوْمٍ بِخَمْسِ کَلِمَاتٍ، اَنَا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ اَنِیساً، وَ أَنَا بَیْتُ الظَّلَمَه فَاحْمِلُوا اِلَیَّ سِرَاجاً اَنَا بَیْتُ التُّرَابِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ فِرَاشاً، اَنَا بَیْتَ الْفَقْرِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ کَنْزاً، وَ اَنَا بَیْتُ الْحَیَّاتِ فَاحْمِلُوا اِلَیَّ تَرْیَاقاً، وَ اَمَّا الْاَنِیسُ فَتِلَاوَه الْقُرْآنِ، اَمَّا السِّرَاجُ فَصَلَوه اللَّیْلِ وَ اَمَّا الْفِرَاشُ فَعَمَلُ الصَّالِحِ وَ اَمَّا الْکَنْزُ فَلَا اِلَهَ اِلَّا الله وَ اَمَّا التَّرْیَاقُ فَالصَّدَقَه؛[۲۶]و[۲۷]

قبر هر روز با پنج جمله، ندا می‌دهد: من خانة تنهایی هستم، پس انیس و

همرازی به سوی من بیاورید. من خانة تاریکی هستم، پس به سوی من چراغ همراه

آورید. من خانه خاکی هستم پس فرش همراه داشته باشید، من خانه فقر و نداری

هستم، پس [سرمایه و] گنج همراه بیاورید و من خانة مارها هستم پس پادزهر با

خود حمل کنید؛ اما هم راز، تلاوت قرآن می‌باشد، امّا چراغ [قبر] پس نماز شب

است،و اما فرش، پس عمل نیک، و گنج [عالم قبر] [کلمه توحید و گفتن] لا اِله

اِلّا الله است، و پادزهر آن، صدقه است.

 

پاداش شهدا

شهادت، مقام بس والایی است که به عنوان بهترین آرزوها برای پیشوایان و

پاکان و اولیای الهی مطرح بوده است. در ماه رمضان که دعا مستجاب است در

اعمال شبهای ماه رمضان یکی از دعاها این است: «وَ قَتْلاً فی سَبیلِکِ

فَوَفّقْ لَنا؛[۲۸] توفیق شهادت در راه خودت را به ما عنایت کن.»

زنده بودن فرهنگ شهادت در جامعه هم آثار دنیوی دارد؛ چرا که جامعه را

همیشه در مقابل دشمن زنده نگه می‌دارد و از دنیا فاصله می‌دهد و هم آثار

گرانسنگ اخروی دارد؛ چرا که به شدّت، انسان را برای رفتن به آن دنیا آماده

می‌سازد.

زنده نگه‌داشتن فرهنگ شهادت و یاد شهدا، راههای مختلفی دارد. یکی از آنها بیان ثواب و فضایل شهادت و شهدا است.

رسول خدا (ص) فرمود: «لِلشَّهِیدِ سَبْعُ خِصَالٍ مِنَ اللَّهِ أَوَّلُ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِهِ مَغْفُورٌ لَهُ کُلُّ ذَنْبٍ وَ الثَّانِیَةُ یَقَعُ رَأْسُهُ فِی حَجْرِ زَوْجَتَیْهِ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ وَ تَمْسَحَانِ الْغُبَارَ عَنْ وَجْهِهِ تَقُولَانِ مَرْحَباً بِکَ وَ یَقُولُ هُوَ مِثْلَ ذَلِکَ لَهُمَا وَ الثَّالِثَةُ یُکْسَى مِنْ کِسْوَةِ الْجَنَّةِ وَ الرَّابِعَةُ یَبْتَدِرُهُ خَزَنَةُ الْجَنَّةِ بِکُلِّ رِیحٍ طَیِّبَةٍ أَیُّهُمْ یَأْخُذُهُ مَعَهُ وَ الْخَامِسَةُ أَنْ یَرَى مَنْزِلَتَهُ وَ السَّادِسَةُ یُقَالُ لِرُوحِهِ اسْرَحْ فِی الْجَنَّةِ حَیْثُ شِئْتَ وَ السَّابِعَةُ أَنْ یَنْظُرَ فِی وَجْهِ اللَّهِ وَ إِنَّهَا لَرَاحَةٌ لِکُلِّ نَبِیٍّ وَ شَهِیدٍ؛[۲۹]

برای شهید، هفت خصلت است [که] از طرف خداوند [عطا می‌شود]:

۱٫ اولین قطره از خون او [که ریخته می‌شود،] خداوند، تمام گناهان او را

می‌بخشد؛ ۲٫ دوم اینکه سرش بر دامن دو همسرش از حور العین قرار می‌گیرد. و

غبار را از چهره او پاک می‌کنند و می‌گویند مرحبا بر شما و شهید نیز این

جمله را به آن دو می‌گوید؛ ۳٫ سوم اینکه کسوتی از کسوتهای بهشت بر او

پوشانده می‌شود؛ ۴٫ چهارم اینکه نگهبانان بهشت هر یک با رائحه خوشبوی

بهشتی به استقبال او می‌شتابند؛

۵٫ پنجم اینکه جایگاهش را [در بهشت] می‌بیند؛

۶٫ ششم اینکه به روح او گفته می‌شود در بهشت هر جا می‌خواهی گردش کن؛

۷٫ هفتم اینکه به وجه الهی نظر می‌کند که این نگاه باعث راحتی هر پیامبر و شهیدی می‌شود.»[۳۰]

 

ثواب زیارت امام حسین(ع)

از امتیازات بزرگ تشیّع، توجّه شدید به زیارت قبور پیامبر اکرم(ص) و

ائمه اطهار: است؛ هر چند زیارت اهل قبور و پاکان به شیعه اختصاص ندارد و

اهل سنت، غیر از وهابیت نیز به این امر، توجّه و علاقه دارند. زیارت

امامان، آثار شگرفی دارد که می‌تواند در آگاهی و سازندگی افراد و جامعه

مؤثر باشد. زیارت، باعث آگاهی و آشنایی با سیره امامان و احوال آنها

می‌شود که در واقع، رفتار آنها اسلام مجسّم است و باعث قرب روحی به آنها

می‌شود و همین طور، پاک شدن از گناهان و ثوابهای فراوان را در پی دارد.

 

امام باقر(ع) فرمود: «لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیَارَةِ الْحُسَیْنِ مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ

أَنْفُسُهُمْ عَلَیْهِ حَسَرَاتٍ قُلْتُ وَ مَا فِیهِ؟ قَالَ مَنْ أَتَاهُ تَشَوُّقاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ صَدَقَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ نَسَمَةٍ أُرِیدَ بِهَا وَجْهُ اللَّهِ وَ لَمْ یَزَلْ مَحْفُوظاً سَنَتَهُ مِنْ کُلِّ آفَةٍ أَهْوَنُهَا الشَّیْطَانُ وَ وُکِّلَ بِهِ مَلَکٌ کَرِیمٌ یَحْفَظُهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ وَ مِنْ تَحْتِ قَدَمِهِ فَإِنْ مَاتَ سَنَتَهُ حَضَرَتْهُ مَلَائِکَةُ الرَّحْمَةِ یَحْضُرُونَ غُسْلَهُ وَ أَکْفَانَهُ وَ الِاسْتِغْفَارَ لَهُ وَ یُشَیِّعُونَهُ إِلَى قَبْرِهِ بِالِاسْتِغْفَارِ لَهُ وَ یُفْسَحُ لَهُ فِی قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ وَ یُؤْمِنُهُ اللَّهُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ وَ مِنْ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ أَنْ یُرَوِّعَانِهِ وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ وَ یُعْطَى کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ وَ یُعْطَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ نُوراً یُضِی ءُ لِنُورِهِ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ یُنَادِی مُنَادٍ هَذَا مِنْ زُوَّارِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ شَوْقاً إِلَیْهِ فَلَا یَبْقَى أَحَدٌ فِی الْقِیَامَةِ إِلَّا تَمَنَّى یَوْمَئِذٍ أَنَّهُ کَانَ مِنْ زُوَّارِ الْحُسَیْن؛[۳۱]

اگر مردم می‌دانستند که چه فضیلتى در زیارت حسین(ع) است از شدت اشتیاق [به

زیارتش] می‌مردند و از حَسرَت آن، جانهایشان از بدنها جدا می‌شد.

[راوی می‌گوید] گفتم که چه [فضیلتى] است. امام باقر(ع) [در بیان ثواب زیارت آن حضرت] فرمود:

هر کس از روی اشتیاق برای زیارت آن حضرت برود، خداوند برای او ثواب

هزار حج قبول شده و هزار عمرة پذیرفته شده، و ثواب هزار شهید از شهدای جنگ

بدر، و ثواب هزار روزه‌دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب هزار بنده

آزاد کردن در راه خدا برای او می‌نویسد و در آن سال از هر آفت و بلایی

محفوظ می‌ماند که کم‌ترین آنها شیطان است و برای او ملکی گماشته می‌شود که او را از مقابل رُو و پشت سر و راست و چپ و بالای سر و زیر پایش حفظ می‌کند.

و اگر همان سال بمیرد، ملائکه رحمت الهی در حالی که غسل و کفن می‌شود نزد او حاضر می‌شوند و برای او از خداوند طلب مغفرت می‌کنند و او را تا قبرش استغفار گویان تشییع می‌کنند؛ و قبرش تا جایی که چشمش می‌بیند توسعه می‌یابد و خداوند او را ایمن می‌کند از فشار قبر و از اینکه وی را نکیر و منکر بترسانند و دری به سوی بهشت برای او گشوده می‌شود و [در روز قیامت] نامة اعمالش به دست راستش داده می‌شود، و نوری در روز قیامت به او عطا می‌شود که آن نور بین مشرق و مغرب را روشن می‌کند، آن گاه منادی ندا می‌کند: این شخص [با این همه منزلت] از زوار قبر حسین بن علی(ع) است که با اشتیاق، او را زیارت کرده است. پس احدی در قیامت باقی نمی‌ماند؛ مگر آنکه آرزو می‌کند: ای کاش! از زوّار حسین(ع) بود.»

 

عروج معرفت، بام حسین است

لبم لبریز از جام حسین است

اگر جراح قلبم را شکافد

میان سینه‌ام نام حسین است

……………………………………………………………….

پی نوشت ها:

[۱]. ماه مبارک رمضان نیز با توجه به فرصتهای متعددی که برای ارائه

مطالب دینی وجود دارد، در برخی مجالس می‌تواند از مواردی باشد که مبلّغ

نیاز به مطالب و منبرهای فوری و اضطراری پیدا کند.

[۲]. خوب است مبلّغان عزیز، دفترچه جیبی داشته باشند و این گونه احادیث را در آن یادداشت کنند.

[۳]. مفاتیج الجنان، شیخ عباس قمى، قم، انتشارات مطبوعات دینى، ۱۳۷۷ دعای ابو حمزه ثمالى.

[۴]. «مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکا.»

[۵]. معلوم می‌شود در این عالم خیلی چیزها با هم ربط دارند و ما

بی‌خبریم؛ آری مجالس علما تازیانه سلوک و حال پیدا نمودن در نماز است که

وقتی نباشد، حال می‌رود.

[۶]. بارها پیش آمده است که ناگهان از طرف زندان می‌آیند و از روحانی

می‌خواهند که برای سخنرانی برود، و یا سخنرانی را آماده کرده‌ایم، بعد

چهره‌هایی را در مجلس می‌بینیم که بهتر است درباره توبه صحبت شود. یک لحظه

چنین تصمیمی می‌گیریم. حدیث ذیل برای چنین مواردی مناسب است.

[۷]. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری (محدث نوری) قم، مؤسسه آل البیت،

۱۴۰۸ ه . ق، ج۱۲، ص۱۳۱، ح۳، (شماره ۱۳۷۰) باب ۸۷ از باب وجوب اخلاص

التوبه؛ بحار الانوار، مجلسى، بیروت، ج۶، ص۳۵ ۳۶٫

[۸]. گاه پیش می‌آید که منبری برای شب قدر آماده شده است؛ ولی جلسات در

مسجد و یا منازل و حسینیّه متعدد می‌شود و مستمعان هم همه یکى، و فرصتی

برای مطالعه بیش‌تر نیست. امثال حدیث فوق برای موارد اضطراری این چنین

مفید است. برخی مساجد اوّل و آخر شب سخنرانی دارند، گاهی روحانی متوجه رسم

آنجا نیست، باز از این‌گونه حدیث می‌شود استفاده کرد.

[۹] . وسائل الشیعه، حر عاملى، قم، آل البیت، ۱۴۰۹ ه. ق، ج۸، ص۲۰٫

[۱۰]. مواعظ العددیه، علی مشکینى، نشر الهادى، قم، ص۱۹۵٫

[۱۱]. این حدیث برای تشویق به جماعت، صلح بین افراد، تشییع جنازه و .. مناسب است.

[۱۲]. مستدرک الوسائل، میرزا حسین نورى، آل‌البیت، قم، ۱۴۰۸ ق، ج۴،

ص۴۷۴؛ سفینة‌البحار، شیخ عباس قمى، ج۱، ص۵۹۹ و الحکم الزاهرة، علی رضا

صابرى، جامعه مدرسین، قم، ج۱، ص۳۷۵٫

[۱۳]. این حدیث در مجالس مختلف قابل استفاده است.

[۱۴]. مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۱۷۳، باب ۱۰۱؛ نوادر و اثنی عشریه، سیدمحمد حسینی عاملى، ص۱۵۵٫

[۱۵]. هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود.

[۱۶]. افتاده‌گی آموز اگر طالب فیضى

هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.

[۱۷]. خصال، صدوق، ترجمه مدرِّس گیلانى، انتشارات جاویدان، ص۲۶۱، ح ۶۷۵

و من لایحضره الفقیه، صدوق، النشر الاسلامى، قم، ۱۴۱۳ق، ج۳، ص۵۷۳، روایت

۴۹۶۰٫

[۱۸]. کفعمى، مصباح، فصل ۴۳، ص۵۱۴، و بحار‌الانوار، محمد باقر مجلسى، مؤسسة‌الوفاء، بیروت، ج۸۷، باب ۴۷، ص۵، ح ۸٫

[۱۹]. بحار الانوار، ج۷۱، ص۲۵۷ و امالى، شیخ صدوق، ص۱۴۳و الحکم الزاهره، علی رضا صابرى، ج۱، ص۳۷۷٫

[۲۰]. این حدیث در ختمها و … مناسب است.

[۲۱]. الحکم الزاهره، علی رضا صابرى، ج۱، ص۱۴۵؛ بحار الانوار، ج۸۰ ص۲۱ و فلاح السائل، ص۱۹٫

[۲۲]. مواعظ العددیه، ص ۱۲۵٫

[۲۳]. این حدیث برای مجالس علما، مسئولان، بازاریان و … مناسب است.

[۲۴]. خصال، صدوق، ص۲۸۰، روایت ۷۱۸٫

[۲۵]. این حدیث برای مدارس، جوانها و … مناسب است.

[۲۶]. مجموعه ورّام، ابی الحسین ورام، ص۲۰۰ و الدعوات، قطب الدین الراوندى، مدرسة الامام المهدی۴، قم، ۱۴۰۷ ق، ص۲۵۸٫

[۲۷]. این حدیث برای مجالس وعظ و ختم مناسب است.

[۲۸]. مفاتیج الجنان، شیخ عباس قمى، اعمال شبهای ماه رمضان.

[۲۹]. تهذیب، شیخ طوسى، دار الکتب الاسلامیّه، تهران، ۱۳۶۵ ش، ج۶، ص۱۲۱، باب ۵۴، فصل جهاد، ح۳٫

[۳۰]. این حدیث برای جلسه و ختم شهدا مناسب است.

[۳۱]. کامل الزیارات، ‌ابن قولویه قمى، دار المرتضویه، نجف،‌ق، باب ۵۶، ح۳، ص۱۴۳٫

منبع jamejam.ir


 
خورشید آل یاسین
۱۰ اسفند ۱۳۸۸

کلیه حقوق این سایت ، متعلق به گروه فرهنگي خورشید آل یاسین می باشد و استفاده از مقالات با ذکر منبع بلامانع است .